بودن با کسی که دوستش نداری و

نبودن با کسی که دوستش داری همه اش رنج است .

پس اگر همچون خود نیافتی تنها باش .

مثل خـــــــــــــــــــــــــــــــدا

Hamtaraneh.com

 

 
می گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد ،

که با یادش ،

...

چشمانت ،

از شادی یا غم پر اشک شود ،

هرگز زندگی نکرده ای

و من این روزها

زندگی می کنم

دلتنــگم

بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست

بــــی آن کـــه بــــــــاشد

هـــر لــحظه

زنــــــدگی اش کـــــرده ام ....

به اندازه ی فهم آدمها برايشان احترام قائل باش
به اندازه ی دوست داشتنهايشان دوستشان داشته باش ؛نه به اندازه ی پر حرفيشان !
هرگز از خط قرمزهايت عبور نكن ؛حتی در سخت ترين شرايط و مطمئن باش هنوز راه زيادی را طی نكرده ای كه پشيمان شوی !
به آدم ها اعتماد نكن ؛جز به آنهايی كه به تو اعتماد كرده اند
سعی كن دوستانی داشته باشی كه از بودن با تو لذت ميبرند نه تو از بودن با آنها!
... در بدترين و سخت ترين روزها؛خدای تو خيلی به تو نزديک است ؛سعي نكن كه راههای اشتباه را طی كنی
اگر روزی احساس كردی كسی را؛آنقدر كه فكر ميكند دوست نداری ؛اين حقيقت را در اولين فرصت به او بازگو كن ؛زودتر از چيزی كه تو فكر ميكنی؛برای گفتن اين حرفها دير ميشود !
به حرفهای در ظاهر بی اهميت ديگران توجه كن ؛قبل از اينكه برای تو تكرار كنند !
مثل كودكان دشمنيها را به زودی فراموش كن و مثل سالخوردگان در دوست داشتنها بکوش ؛ و بخند به آدمهايی كه تمام برداشتشان از تو ؛تنها به اندازه ی چيزهاييست كه ميبينند !
و نيازی نيست كه سعی كنی خودت را به كسانی بشناسانی كه خواهان دانستن درمورد تو نيستند !

سلام به زمین
سلام به زمان
سلام به زمانی که زمین چرخی دگر می خورد
سالی دگر از راه می رسد و طبیعت لباس بهاری بر تن می کند
این سنت زمین است که هر سال نفسی تازه کند
قدوم بهار بر فرش دلهای زلالتان مبارک
 

 

 
http://www.p30day.com/web/wp-content/uploads/47493f198e.jpg
دلت شاد و لبت خندان بماند
 
برایت عمر جاویدان بماند
 
خدا را میدهم سوگند بر عشق
 
هر ان خواهی برایت ان بماند
 
بهایت ثروتی افزون بریرد
 
که چشم دشمنت حیران بماند
 
تنت سالم سرایت سبز باشد
 
برایت زندگی آسان بماند
 
تمام فصل سالت عید باشد
 
چراغ خانه ات تایان بماند
عید نوروز  مبارک

http://sarapoem1.persiangig.com/image/noruz1.jpg

برای همه دوستام دعا میکنم

همیشه تنتون سالم و دلتون شاد و لبهاتون خندون باشه
+++++++


 
چه کسی می داند
شاید شعرهای من
اندوه فراموش شده ی عاشقی باشد
که هر روز
هزار بار
فضای کوچکِ ذهنش را گــَــــرد گیری می کند
تا مگر عشق را
از گِردِ خود رانده باشد
چه کسی می داند!؟
 

 
قرارمان باران بود
ساعت دلدادگی
کنار عشق
یادت هست ؟
من آمدم
باران هم
و رنگین کمان
برای عشق
تمام قطره ها را
در انتظارت قدم زدم
و خیابان را
تا تمام شهر
به جستجوی تو بودم
تو امّا نیامدی
نمی دانم اشک بود یا باران
چیزی بر گونه ام سر می خورد
و روی کفش هایم می چکید
که می گفت
تو در خواب من جا مانده ای
و من
  ...
چشم هایم را
به ملاقات آورده بودم
همیشه  
این گونه از رؤیای تو
تنها
به خانه بر می گردم
 
 

hamtaraneh.com
دستم
به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
 تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟
 

hamtaraneh.com
hamtaraneh.com
 
مثل باران های بی اجازه
 
وقت و بی وقت
 
در هوایم پراکنده ای
 
و من بی هوا
 
ناگهان خیسم از تو !
 
hamtaraneh.com
 

 
 
شب استُ
 
گردباد چشمانت
 
در خواب دلم می پیچد
 
پر می شوم از
 
خیال آغوشت
 
پلکم از تو
 
بوی گل می گیرد
 
آب می پاشم از
 
گلاب دلم راه را
 
پل می زنی به تنم
 
حدیث برکه و ماه را