سلام
https://lg.fj.-ios.com
مولانا.
رفیق من ...!
سرت را بالا بگیـــر
عزمت را جزم کن
محکم بمان
قدم بردار ...
پشت سرت را نگاه کن
اما فقط برای تجربه ...
نه افسوس ... نه دلهره ...
تمام حواست به رو به رو باشد ؛
به آینده ...
به قدم هایت ...
که یکی محکم تر از دیگری باشد
و هدفمندتر ...
رفیق من ...
سرت را بالا بگیر...
نگذار نداشته هایت راهت را سد هم بکنند!
و بدان که داشته هایت ؛
برای خیلی از آدم های دیارمان
افسوس است
غبطه است
حسرت است ...
رفیق من ...!
جاده ها از آن توست
سفر به سلامت ...!
طفلک زندگی !!!
هنگامی که همه چیز به کاممان است
تک است و تعریف که،
نمی دانی چقدر زندگی زیباست !
شیرین است ...!
وای به روزی که کمی سختمان شود
کاسه کوزه هاست که بر سرش شکسته می شوند
و سرزنش پشت سرزنش که،
عجب اجباریست این زندگی ...
وه ! که چه منطقی دارد این اشرف مخلوقات ...
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﻨﮕﺮﻡ !
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﻨﻢ !
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭ ﺁﯾﻢ !
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽ ...
ﺍﻟﻬﯽ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺟﻮﯾﺒﺎﺭ ﺭﮒ ﻫﺎﯾﻢ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ !
ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻧﻔﺴﻬﺎﯾﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ !
ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ
ﻫﺮ ﺗﭙﺶ ﺩﻟﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ !
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﺭ ﮐﻌﺒﻪ ﭼﺮﺍ؟ ! ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﻨﯽ ...
ﺳﺮ ﮔﺸﺘﮕﯽ ،ﺩﺭ ﺑﺎﺩﯾﻪ ﻫﺎ ﭼﺮﺍ؟ ! ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﻨﯽ ...
ﺩﺭ ﺑﯽ ﺳﻮﺋﯽ ﻫﺎ ﻭ ﺑﯽ ﮐﺮﺍﻧﮕﯽ ﻫﺎ ﭼﺮﺍ؟ ! ﺗﻮ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻨﯽ .............
ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ , ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ، ﻋﺸﻖ ﺣﻘﯿﻘﯽ , ﺳﻼﻣﺘﯽ , ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﻧﯿﮑﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺁ ﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻋﻄﺎ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﯿﺮ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﻟﻬﯽ ﺁﻣﯿﻦ ........
سر به بازار قلندر در نهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
پردهٔ پندار میباید درید
توبهٔ زهاد میباید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پایبست
ساقیا در ده شرابی دلگشای
هین که دل برخاست غم در سر نشست
تو بگردان دور تا ما مردوار
دور گردون زیر پای آریم پست
مشتری را خرقه از سر برکشیم
زهره را تا حشر گردانیم مست
پس چو عطار از جهت بیرون شویم
بی جهت در رقص آییم از الست
عطار
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن
ز مناهی و ملاهی، همه احتراز کردن
ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک بوظیفه باز کردن
به خدا که هیچ یک را، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی، در بسته باز کردن