روزی
من گذر خواهم كرد
روزی از شهر تماشایی عشق
تكه ای از دل خود در دستم
و به هر رهگذری خواهم گفت:
ذره ای عشق ، كمی عاطفه ، قدری ایمان
به من خسته تنها بدهید
تا كه شاید شب من
صبح را دریابد
و سپس آنسوی خاطره های سبز
خانه ای خواهم ساخت
و در آن عشق همان واژه هستی را جای خواهم داد.
روزی از شهر تماشایی عشق
تكه ای از دل خود در دستم
و به هر رهگذری خواهم گفت:
ذره ای عشق ، كمی عاطفه ، قدری ایمان
به من خسته تنها بدهید
تا كه شاید شب من
صبح را دریابد
و سپس آنسوی خاطره های سبز
خانه ای خواهم ساخت
و در آن عشق همان واژه هستی را جای خواهم داد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۳/۲۲ ساعت 15:26 توسط ناصر باصفا
|
حرفهاي پنهان