بیا
|
نگاهم دردور دست تو را می بیند در غبار گم شده ای اندوه
بودنت،دیدنت،بویدنت،بوسیدنت مرا تامرز جنون فرا میخواند .نیستی تا ببینی
بی تو بودن هر لحظه هزاران سال میگذرد. بیا وبمان برای دلی که خسته و
غمگین انتظار امدنت را میکشد |
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۴/۱۸ ساعت 7:13 توسط ناصر باصفا
|

حرفهاي پنهان